|
باز بايد سرنوشت از سرنوشت ...
|
|
|
در سر زمینی که عزت ، شرف و آزادی ات را با خدعه و فریب و دروغ از تو می گیرند و تنها حق و سهم تو از دموکراسی را با دیکتاتوری می ربایند و صدای اعتراض ات را با چماق و گلوله پاسخ می دهند ، نوشتن از زندگی کاری بیهوده و عبث خواهد بود ...
با دوستان محیط امیدوار کننده ای را ساخته بودیم ، سعی خواهم کرد مطالب دوستان را بخوانم ... برای همه شما آرزوی سلامتی دارم ، اما نمی توانم زندگی پر امیدی را برایتان آرزو کنم ... روزهای با شما بودن برایم ، روزهای خوشی بود ... بدرود ...
درود بر تو ای مرد ... درود بر تو ای آزاده ... درود بر تو که با صداقت ات ، با پاکی ات ، با حیا و وقارات با شجاعت و مردانگی ات چهره کریه دروغ و ریا ، فریب و خرافه ، استبداد و خودکامگی ، پوپولیسم و عوام فریبی را بر جهانیان عیان ساختی ... تو از یادها نخواهی رفت ، تو در خاطره ها خواهی ماند و آینده گان از تو خواهند گفت و حیا و شجاعت و پاکی ات را بر فرزندانشان خواهند آموخت ... ما خط سبزات را فراموش ات نخواهیم کرد و ظلمی را که بر تو و این مردم روا داشتند در حافظه تاریخی مان ثبت خواهیم کرد...
صحبت از بازیگری با رنگ هاست / سبز بازی نیست ، رنگ وحدت است / سبز یعنی مهربانی بی ریاست / سبز یعنی عشق ، آگاه آمده / یعنی از ایمان نشانی مانده است / سیدی از زمرۀ توفانیان / مادرش زهراست پشتیبان او / راستی و یکدلی برهان او / دست در دست شقایق آمده / جایگاه شور و ایمان سینه اش / ای گروه خفته برخیزید های / غافلید از حرف حق اما چه باک / خوابتان سنگین چنین از مکر کیست؟ / یک قدم تا صبح صادق مانده است / رمز پیروزی فقط یک یا علی است / سالار عبدی زنجانی دوستان ، یاران ، رفقا پیروزی نزدیک است ... یا علی مدد ...
+ 88/03/21
- حفره
رفقا با این مطالبات و با این شور سبز آیا سحر نزدیک نیست ؟
گرگها خوب بدانند ، در این ایل غریب / گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز / گر چه مردان قبیله کشته شدند / توی گهواره چوبی پسری هست هنوز / آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان / دل دریایی و چشمان تری هست هنوز / " زهرا رهنورد "
+ 88/03/20
- حفره
دیروز ایران سراسر سبز بود و پیشاپیش انتخاب میر را جشن گرفت ...
میر ما بوی شقایق می دهد / بوی پیچک های عاشق می دهد / میر ما یادآور رزمنده هاست / آن چکاوکهای مست جبهه هاست / میر ما بوی اقاقی می دهد / خون یاران را گواهی میدهد / راه او راه امام عارف است / زاده زهرا به قولش صادق است / میر ما یک خادم بی ادعاست / همتش آبادی ایران ماست / رای ما سبز شکوه و اقتدار/ سبز ایرانی ، به دور از هر ریاست /
+ 88/03/19
- حفره
این روزها سبز و سبزی ما را نیز به سخره گرفته اند ، این شعر به مناسبت تشکیل زنجیره سبز در سراسر ایران تقدیم به تمامی یاران ...
سبز ترکیب سه حرف ساده نیست / سبز تفسیر تمام زندگیست سبز یعنی سربلندی ، ساده گی / سبز یعنی سروری ، سرزندگی سبز یعنی بی ریائی پیشه کن / افعی تزویر را درشیشه کن سبز یعنی دیدن پیوندها / سبز یعنی مرده بادا جنگ ها سبز یعنی طرح نو انداختن / جان خود بهر مخالف باختن سبز یعنی منتهای رنگها / سبز یعنی مرگ بر نیرنگها سبز یعنی ترک سودا داشتن / صدق را در سینه ماوی داشتن سبز یعنی سفره های پر ز نان / گام آغازین عزت در جهان سبز یعنی زندگی بی حرص و آز / یکدلی باید پدید آورد باز سبز یعنی رو مدارا پیشه کن / سبزی اندیشه را اندیشه کن سبز یعنی دیدن رنگ خدا / در خلوص و صدق و ایمان و وفا سبز یعنی دولت سبز امید / همتی باید که باز آید پدید
در این چند روزه پس از مناظرات و گفتگوهای تلویزیونی شاهد بوده ایم که چگونه عقل و اخلاق و متانت بر دروغ و فریب و وقاحت غلبه کرده و چهره صداقت و حیا بیش از پیش بر مردم عیان شده است ... آنان که درد وطن دارند با رای به میر حسین به کرامت انسانی ، به قانون ، به عدالت ، به آزادی ، به عقل و منطق ، به اخلاق و حیا ، به علم و استدلال رای خواهند داد و بر دروغ و فریب ، بر خیال پردازی و خرافه گرایی ، بر افراط و تفریط ، بر استبداد و قانون گریزی و بر وقاحت و پوپولیسم نه خواهند گفت ... جای بسی خرسندی است که حامیان اخلاق روز به روز رو به فزونی است ... و چه زیباست امروز این سخن : اندکی صبر سجر نزدیک است ...
مناظره حفره با واو را در ادامه مطلب بخوانید اصولا زندگی در هر اجتماعی هر انسان متعادلی را وادار می کند تا در مناسبات مختلف آن اجتماع مشارکت نموده و به تغییر و تحولات آن محیط واکنش نشان دهد .... مثلا در یک مجتمع مسکونی مگر می شود به انتخاب مدیر ساختمان و یا تغیرات مختلف ابینه و تاسیسات آن ساختمان و یا رفت و آمد آدمهای بیگانه و ... بی تفاوت بود و هیچ عکس العملی از خود نشان نداد ؟ ... در واقع میزان مشارکت انسانها در مناسبات اجتماعی نشان از شعور و درک آنها از شرایط و موقعیت اجتماعی بوده و هر چقدر این مشارکت آگاهانه و عالمانه باشد ارزش بیشتری خواهد داشت ... در این بحث قصد ورود به نقش احزاب ، گروهها ، روزنامه ها و ارگانهای مدنی دیگر در افزودن به این آگاهی و درک را ندارم ، بلکه نیت ام طرح این سوال است که چگونه بعضی از مردم به سفید بودن صفحات شناسنامه خود می نازند ؟ و از اینکه تا کنون مهر هیچ انتخاباتی به شناسنامه آنها نخورده افتخار می کنند ؟ ... به عقیده کارشناسان و تحلیلگران این امر نه تنها هیچ گونه مزیت و حسنی را بر آن فرد مترتب نمی سازد بلکه نشان دهنده شعور و درک سیاسی پائین آن شخص میباشد... عدم حضور در یک انتخاب فقط زمانی معنا پیدا کرده و تاثیر گذار خواهد بود که دارای پشتوانه فکری سیاسی قوی و نشات گرفته از اهداف و برنامه های سیستماتیک احزاب و گروه ها باشد ... در غیر اینصورت هیچ اثر و ثمری نخواهد داشت .... بدون شک نتیجه رای گیری و انتخاب هر فردی ناشی از تاثیر دو گروه است : اول کسانی است که به آن شخص رای داده اند و دوم کسانی که در انتخابات مشارکت نداشته اند ... پس بیائید با رای ندادن ، در انتخاب فردی خاص ( ! ) موثر نباشیم ... بیائید با رای به میر حسین در مسیر رسیدن به کرامات انسانی قرار گیریم ...
بزرگان عرصه سیاست ما از رویدادهای سیاسی و اجتماعی که هر ازگاهی در جامعه نمود پیدا می کنند آیا درس می گیرند ؟ ما کی و چه وقت درسهای بزرگ را پس خواهیم داد ؟ ... در سفر میرحسین به تبریز دو مورد توجهم را جلب کرد که بی تردید در سفر وی به شهر های مختلف نیز این موارد نمود داشته است ، دو موردی که درس بزرگی است برای آنان که اهل اشارت اند : اول : حضور خود جوش هزاران نفر از مردم شهر از همه اقشار و از همه سنین در فرودگاه ، مسیرهای احتمالی حرکت وی و نیز محل دیدار او با مردم ، بدون اطلاع رسانی آنچنانی و بدون اجبار و برنامه ریزی های رایج و نیز بدون تدارک دیدن امکانات ایاب و ذهاب و ... همه بخوبی می دانیم که ارزشهای چنین استقبالی بسیار والاتر از حضور میلیونی مردمی ، که از سر ناآگاهی و نادانی و تنها برای بهره مند شدن از سیب زمینی رایگان و یا دادن نامه و عریضه جهت رسیدگی به مشکلاتشان گرد هم می آیند ، می باشد ... دوم : در دیدارهای میر حسین با اقشار مختلف ، جلسه ای نیز با حضور نخبگان استان تشکیل یافته بود و چند هزار تن از اقشار مختلف : مهندسین ، پزشکان ، هنرمندان ، اساتید دانشگاه ، شعرا ، ادبا و ... در این جلسه حضور بهم رسانده بودند . آنچه برایم در این جلسه جالب توجه بود ، انتظار طولانی مدت این جمع برای دیدار با میر حسین و مهمتر از آن این بود که به محض ورود میر حسین به تالار ، این جمع نخبگان همگی از جای برخاسته و دقایقی ممتد برای وی کف زدند ...احترام به بزرگ مردی که از کرامت انسانی میگوید : عدالت و آزادی...
بدون تردید همه ما در طول زندگی خویش مریض رو به موت دیده ایم ... مریضی که اقوام ، بستگان ، پزشکان و حتی نزدیکترین افراد خانواده آن فرد از زنده ماندن او قطع امید کرده و تلاش در جهت بهبودی وی را کاری عبث می دانند .... اما همین افراد و همین پزشکان تا آخرین ثانیه های زندگی آن فرد تلاشهای خود را برای افزودن بر طول عمر او انجام می دهند و حتی دیده ایم که چگونه کادر پزشکی با کلیه تجهیزات موجود برای افزودن بر مدت زمان و تعداد نفسهای او تلاش می کنند ... و این در واقع وظیفه انسانی و اخلاقی هر آدمی است که تا آخرین لحظات برای زنده ماندن و زنده بودن هر انسان دیگری تلاش کند ... تاکید می کنم وظیفه اخلاقی و انسانی و لاغیر .... فرض کنیم شرایط کنونی مملکت براین منوال باشد ، آیا وظیفه اخلاقی و انسانی تک تک ما نیست که برای نجات آن تلاش کنیم ؟ آیا بی اعتمادی به شرایط ، بی خیال بودن ، نا امید شدن از بهبود ، نتیجه اش آن نشده است که در این چهار سال بر ما گذشته است .... بدون تردید نتیجه و چوب تمامی این بی اعتمادی ، بی خیالی و ناامیدی را همین مردم خورده اند و اگر این روند ادامه داشته باشد باز هم زیانکاران و خسران دیده گان همین مردم خواهند بود .... دوستی برایم نوشته بود که این رنگ سبز با پس زمینه سیاه چقدر زیبا دیده می شود .... به امید روزی که در پیش زمینه سیاه این سالها رنگ سبز میر حسین خودنمایی کند ، چرا که او از ایران می گوید و از کرامات انسانی می گوید : ایران پیشرفته با قانون ، عدالت و آزادی ... اینجا ایران است ، صدای تبریز : ( عکسها در ادامه مطلب )
اول : مطرح نمودن دیدگاهها و اهداف در قالب شعار بدون تردید معمول ترین رویه در عالم سیاست می باشد ... شعار تبلیغاتی هر کس در واقع به نوعی بیانگر خط مشی آن فرد بوده و عصاره برنامه های وی در این خط مشی متجلی می گردد ... بدون داشتن شعار تبلیغاتی و خط مشی حرکتی چگونه می توان به طر تفکر ، برنامه ها و اهداف آن فرد پی برد ؟ ... دوم : به زعم اینجانب بر تمامی کسانی که جمعه شب اولین برنامه تبلیغاتی میر حسین موسوی را از شبکه یک مشاهده نمودند ، با صحبتهای کم سابقه وی حجت بر آنان تمام شد ... در این مجال قصد بازگویی این صحبتها را ندارم اما حیف است به چندین مورد که وی هوشیارانه به آنها پرداخت ، اشاره ای نشود : * میر حسین در ابتدای صحبتهایش از اینکه پس از بیست سال دوباره در رسانه ملی توانسته رودررو با مردم سخن بگوید ابراز خرسندی نمود و اشاره ای داشت به اینکه در این بیست سال بنا به دلایلی تصویرش از این رسانه پخش نمی شد ... * از مردمی که در سفر به شهرهای مختلف به پیشوازش می روند تشکر نمود و اشاره داشت به اینکه نه ماشینی بدنبال مردم فرستاده تا به استقبال وی بیایند و نه پول نفت را در میان مردم تقسیم نموده است ... * از خاتمی بعنوان یار و حامی خویش تشکر و قدردانی نمود تا بدین ترتیب مواضع سیاسی خویش را روشن تر نماید ... * کدام انسان آگاه و هوشیاری بود که پس از اتمام صحبتهای وی به ابعاد و زوایای این جمله آگاهی نیافته باشد : ایران پیشرفته با قانون ، عدالت و آزادی |
|