تبليغاتX
حفره

باز بايد سرنوشت از سرنوشت ...

یک نامه فاش نشده

اصولاً آدم منتقدی هستم اما انصاف را فراموش نمی کنم و در بعضی از امور وجریانات تعصب شاید زیاده از حد نشان می دهم...

ماجرا به سال 1379 برمی گردد، بعد از جریانات و اتفاقاتی که تقریباً از سال 1376 شروع شده و فعالیت های نا موفقی که ....

+ 87/02/29 - حفره |

اطلاع رسانی

بی شک هر رسانه ائی بر اساس اخبار و اطلاعاتی که در اختیار مخاطبان خود قرار می دهد ، می تواند برای خود ارزش و اعتبار کسب نموده و موثق یا غیر موثق بودن اخبار و صحت و سقم آنها می تواند سنگ محکی باشد بر آن رسانه...

 اطلاع رسانی و شفاف سازی در این دیار از ابتدا تا کنون پاشنه آشیلی بوده است که همواره قدرتهای حاکم از آن ترسیده اند و اینگونه بوده است که همواره سانسور و ابزار اطلاع رسانی در اختیار آنها بوده است و رسانه های خصوصی ره به جائی نبرده اند ...

هموراه از طرف دوستان و اعضاء انجمن در خصوص سایت انجمن، اخبار منتشره و صحت آنها مورد سوال قرار گرفته و هیچ گاه پاسخی در خور توجه برای پائین بودن سطح کیفی سایت ، اخبار تاریخ گذشته و نیز عدم صحت برخی از اخبار نیافته ام ... با توجه به ماهیت سایت و وظیفه اطلاع رسانی اش بدون شک ابزار کنترل آن نیز از موضوع فوق الذکر پیروی کرده و در اختیار متولیان اصلی آن قرار ندارد... در تلاش هستیم تا این ابزار کنترل  password را با رایزنی های مختلف در اختیار بگیریم... هرچند بنظر امری ناشدنی میآید ...

تا بعد ...


پی نوشت : بی ارزش ترین چیز در دنیا ، روزنامه دیروز است .....
+ 87/02/24 - حفره |

سینما فلسطین

جلسه هیئت مدیره برگزار شد و مدیریت سینما فلسطین به آقای عباسی سپرده شد … بحث و گفتگو در جلسه زیاد بود اما بحمداله تنش و هیاهو هیچ نبود ، به خیر گذشت …

شب است ، به فوت یکی از عموهایم در شب زمستانی دو سه سال پیش و تماشای بارش سنگین برف تا نزدیکی های صبح در کنار بخاری و از درون بستر گرم ونرم می اندیشم … لحاف و تشک های زن عمو بوی نا می دادند … امشب آن زن عمو فوت کرده و همه اهل خانه رفته اند شهرستان ، من بخاطر جلسه هیئت مدیره نتوانستم بروم 

سیگاری می گیرانم … هم نسل های پدرم در حال رفتن هستند … سیگار می سوزد و من به سوختن نسل خود می اندیشم ، نسلی که به هیچ زنده است …

آقای پور ستار عزیز انجمن میراث شماست ، امیدوارم آبروداری کنیم و امانت دار خوبی باشیم ، جایتان همواره خالی است …

آقا سید وحید انجمن جای شما و برای شماست ... 

 تابعد …

 

+ 87/02/19 - حفره |

در پي يادداشت شديداللحن روزنامه كيهان عليه سيد محمد خاتمي و سخنان اخير او درباره ...

متن کامل...

+ 87/02/19 - حفره |

از ابتدا تا کنون

بدون مقدمه ، عنوان یک سلسله از یاداشت های من است از وقایع ، رخدادها و اتفاقات انجمن فیلم استان در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی بدون هیچ مقدمه ائی...

پس از تغییر و تحولات هیئت مدیره انجمن فیلم ، مشاهده اوضاع و روابط بی در و پیکر انجمن برای هیئت مدیره جدید غیر قابل تصور بود..

با رایزنی های صورت گرفته انتخابات داخلی هیئت مدیره برگزارو بلافاصله کلیه مناسبات موجود انجمن به حالت تعلیق در آمد . کلیه تجهیزات ، اتاقها و امکانات تحویل گرفته شد و تا تعیین مسئول جدید در اختیار مدیر عامل جدید که با کش و قوس فراوان انتخاب شده بود، قرار گرفت ...

محدود نمودن حوزه اختیارات و تصمیمات فردی و اعتقاد به خرد جمعی ، ضابطه مند نمودن گردش مالی ، تشکیل جلسات متوالی با کمیته های تخصصی و تعیین مسئولین آنها بصورت انتخابی ویا انتصابی ،ارائه تعریف جامع و مشخص از شرایط عضویت بر اساس اساسنامه و تعیین کمیته تخصصی جهت بررسی صلاحیت عضویت ها و دهها مورد دیگر از مواردی بوده که در این تقریباً دو ماه صورت پذیرفته است ...

و اما سینما فلسطین ... پس از اتمام مدت  قرارداد سینما فلسطین با انجمن ، بدلیل وقوف کامل به تبعات و زوایای مختلف این قرارداد و نیز بدور بودن اداره سینما از اهداف تعریف شده انجمن ، از مخالفین سر سخت تمدید قرارداد بودم ... با برگزاری جلسات متعدد و با ارائه ادله فراوان  توانستیم عطای این فرزند  ناخلف را به نامادری اش ( اداره کل ) سپرده و از دغدغه ها و تبعات آن خلاصی یابیم اما پس از یک ماه و اندی اداره کل ، انجمن را مجاب به قبول مدیریت سینما نموده است ... من کماکان مخالف هستم و خواهم بود و مدیریت سینما را در چارچوب اهداف انجمن نمی بینم  اما تصمیم با اکثریت اعضاء است ...

 بحث جلسات آتی هیئت مدیره  در خصوص نحوه مدیریت  سینما خواهد بود ... خدا به خیر کند ...

تا بعد...

+ 87/02/15 - حفره |

به بهانه برگزاری دومین جشنواره دانشجوئی استان

انجام کار فرهنگی فی ذاته امری ستودنی و قابل تقدیر است ... جدا از تفکرات سیاست گذاران و اهدافی که آنها از برنامه ریزی چنین جریانات فرهنگی دنبال می کنند ، بی شک نتایج مثبت برگزاری این برنامه ها را بر محیط فرهنگی و هنری شهر نمی توان نادیده گرفت ....

از آنجائی که خود در این چند ساله در بطن کارهای اجرائی بیشتر برنامه های فرهنگی این شهر ( در زمینه فیلم ) خصوصاً برگزاری جشنواره ها و همایش ها بوده ام به شخصه تا زمانی که اصول و مبانی اعتقادی ام حفظ گردیده و زیر سوال نروند موافق برگزاری این برنامه ها هستم ...

برگزاری جشنواره و همایش در این دیار همراه با رنجی الیم است که همواره بر دوش مجریان آنها از شروع تا پایان برنامه بوده و تبعات آن نیز تا مدتها بعد ادامه پیدا می کند ....

آشنا نمودن و مجاب کردن سیاست گذاران و مسئولین فرهنگی نا آشنا به امور مربوطه  ، هموار نمودن امور جشنواره و همایش در راستای سیاست های انقباظی مسئولین ، جذب سرمایه و بودجه لازم جهت رتق و فتق امور ، پاسخگو بودن در برابر هزینه ها ، تشکیل ستاد های اجرائی ، تعیین کمیته های انتخاب و داوری و ده ها مسئله ریز و درشت فشارهائی است که از راس هرم فرضی بر مجریان واردمی شود و تا حل نشوند به مرحله اجرا نمی رسیم . در این مرحله مسائل و مشکلات شکل دیگری به خود گرفته و فشارها از پائین و قاعد هرم بر مجریان وارد می شود : پاسخگوئی به چرائی گزینش فیلمهای منتخب ، فیلمهای انتخاب نشده ، فیلمهای با کیفیت پائین ، فیلمهای با محتوای پائین ، فیلمهای با محتوا و مضمون مسئله دار ( از نظر مسئولین فرهنگی ) ، نحوه برگزاری و پخش فیلم ها با توجه به امکانات موجود مثلاً عدم شفافیت تصویر ویا وجود نور زیاد در سالن نمایش بخاطر فشارهای حراستی ، برنامه ریزی برای سخنرانی مسئولین غیر مرتبط در کنداکتور مراسم افتتاحیه و اختتامیه ، میزان جوایز ، داوری ها و حرف و حدیث های مربوط در این زمینه ، همه و همه خستگی چند ماهه را بر تن مجریان باقی گذاشته و اثرات مخرب آن تا مدتها گریبان گیرشان می گردد ...

بدون تعارف می توان اذعان داشت تمامی این مشکلات و مسائل ناشی از عدم آگاهی  مسئولین و  مخاطبین مربوطه است که همواره به مثابه یک نیروی بازدارنده مجریان را دلسرد نموده انگیزه لازم را از آنها می گیرد...

براستی از مسئولی که توانائی تمیز فیلم خوب و بد را ندارد و از فیلم هیچ نمی داند ، مسئولی که مراسم افتتاحیه و اختتامیه این برنامه ها را با خاکریز دشمن اشتباه می گیرد ، مسئولی که در فکر بر باد رفتن دین و ایمان هنرمندان با شنیدن موسیقی پس زمینه مراسم هاست ، مسئولی که از تاریکی هراس دارد ، مسئولی که نقد فیلم را نمی شناسد و از بولتن هراس دارد ،مسئولی که باید همیشه بالای سن باشد و جایزه بدهد ، مسئولی که همیشه بدنبال دشمن فرضی است و.... و نیز از مخاطبی که ادعاهایش بر توانای اش می چربد ، مخاطبی که توانائی درک نسبی بودن امر انتخاب و داوری را ندارد ، مخاطبی که توانائی درک شرایط فرهنگی جامعه و سیاست های جاری جامعه را ندارد ، مخاطبی که امکانات و شرایط پخش مجموعه های شهر را نمی شناسد ، مخاطبی که سالن نمایش را با کافه تریا اشتباه می گیرد ،  مخاطبی که همیشه بدنبال دشمن فرضی است و ....آیا می توان انتظاری فراتر از اینها داشت ...

برگزاری و یا عدم برگزاری ؟ این سوالی است که هر کس بر اساس اصولی که دارد پاسخ متفاوتی به آن خواهد داشت ...

 

+ 87/02/09 - حفره |

چندین روز قبل در یکی از خیابانهای شهر بنری را دیدم که توجهم را جلب کرد . در نظر داشتم تا عکسی از آن گرفته و در معرض دید دوستان  قرار دهم . این تصمیم هر بار که از جلو این بنر رد می شوم به ذهنم خطور کرده و بلافاصله فراموش می شود لذا تدارک دوربین جهت این امر تا کنون برایم ممکن نشده است ..

القصه ، در تیتر بنر مذکور  آمده است : " فتاوای مراجع عظام در خصوص بازی بیلیارد " و در ادامه نظرات مراجع درج گردیده و در انتها چنین آمده است :" هشدار به مسئولین : بیلیارد حرام است و این لانه های فساد  باید فوراً بسته شوند "

در خبرهای چند روز قبل نیز خواندم که مامورین وسایل شخصی و خریدهای مردم از یکی از مراکز خرید شهر تهران را بازرسی کرده اند که مبادا لباسهای خارج از عرف جامعه توسط خانمها خریداری شده باشد...

بیاد دارم در سالهای نه چندان دور در این دیار پوشیدن لباس آستین کوتاه جرم محسوب می شد ، حتی دیده بودم که کسانی را به همین دلیل بازداشت کرده بودند ... پوشیدن شلوار لی و یا جوراب سفید در مدارس مطلقاً ممنوع بود ، اصلاح صورت و یا پوشیدن لباس رنگی یکی از نشانه های بی دینی و بی ایمانی محسوب می شد، به همراه داشتن کاست نوار معادل جرمی سنگین بود و .... می توان در این زمینه لیست بلند بالائی را تهیه نمود و افسوس خورد  ... چه بسیار کسانی که با این جرمها گذارشان به بازداشتگاه ها و دادگاه ها افتاده و دین و ایمان داشته و نداشته خود را در این راه از دست داده اند ...  

اینگونه افراط ها خصوصاً در حوزه دین به مثابه موریانه ای جامعه را از درون متلاشی ساخته است و هویت دینی و فرهنگی نسل جوان را بر باد داده است ، دلیل این مدعا گشت و گذار به مدت یک ساعت و نه بیشتر در خیابانهای شهرو مشاهده نسلی است عاری از هرگونه هویت دینی و ملی وفرهنگی و اخلاقی و ...

حال به کجا می رویم ؟ چه می خواهیم بسازیم برای نسل آینده و چگونه می خواهیم بسازیم آنچه را که می خواهیم بسازیم ؟ با این نسل فنا شده و با این شیوه های خارج ازقاعده و قانون ( توجه کنید هشدار این بیانیه به مسئولین است )  چه می خواهیم بسازیم ؟....

در این آشفته بازار این جماعت به کجا می روند ؟ ....

+ 87/02/03 - حفره |

>