تبليغاتX
حفره

باز بايد سرنوشت از سرنوشت ...

دو ماموریت بزرگ دولت نهم : حل مشکلات اقتصادی - اصلاح جهان

چندین خبر از فعالیت های صورت گرفته در این راستا:

حل مشکلات اقتصادی :

  • شرکت ایران کیش پیمانکار عایق(پشم شیشه) و رنگ لوله در پالایشگاه گاز فازهای 7،6 و8 عسلویه است که حدود 600 کارگر دارد. این شرکت به علت کاهش حجم کار اعلام کرده تا پایان فروردین ماه جاری 300 نفر از کارگران را اخراج خواهد کرد. شرکت مذکور از یک هفته گذشته شروع به اخراج کارگران کرده و روزانه 10 الی 15 نفر را اخراج می کند.  
  • بانک مرکزی آمار افزایش ضروری ترین مایحتاج اولیه مردم در سال جدید- فروردین ماه- را بشرح زیراعلام داشت: لبنیات بطور متوسط 2/3 درصد، شیر استرلیزه 8 درصد، برنج حداقل 11 درصد ، حبوبات 3/1 درصد، گوجه فرنگی 173 درصد، گوشت قرمز 5ر1درصد، گوشت مرغ 7/15 درصد.

اصلاح جهان :

سایت بانک جهانی، در ادامه تحریم های اقتصادی ایران، رسما اعلام داشت که هیچ وام جدیدی به ایران نخواهد داد و برنامه ای برای پرداخت وام جدید به ایران ندارد.

 

اصلاح خودمان :

+ 87/01/31 - حفره |

امروز در وبلاگ یکی از دوستان خبر درگذشت صمد سرداری نیا نویسنده و مورخ تبریزی را ناباورانه خواندم. بلافاصله خبر دیروز دوست دیگری مبنی بر تشییع جنازه یک نویسنده در ذهنم تداعی شده ، مثل آهک آب دیده وا رفتم ....

استاد صمد سرداری نیا در گذشت ....

همین دو سه ماه قبل بود ، شاید اواخر بهمن ماه ، چندین دوست به قصد تحقیق در خصوص نگارش فیلمنامه ای از وی دعوت کرده بودند به دفتر فیلمسازی محمد محمودی ( گوزل فیلم ) بیاید ،  من نیز در آن جمع بودم ... بارانی سرمه ای رنگی پوشیده بود و سر وقت آمد....

پس از شنیدن داستان فیلم و پرسش این سوال که از دست من چه کمکی بر میآید،رشته کلام را بدست گرفته و در خصوص تاریخچه مهاجرت آذربایجانی ها به آنسوی آبهای ارس ، دلایل سیاسی و اجتماعی و نیز تاریخ این مهاجرتها و نیز دلایل و تاریخ مراجعت آنها با ذکر دقیقی از اسامی و محل اقامت شان پرداخته و با اشاره به منابع و کتابهائی در این خصوص سخنان خود را مستند نمود و اشاره کرد که تا صبح می تواند در این خصوص صحبت کند...

در اواسط سخنان شیرین و جذابش چائی سرد شده اش را با لذت سر کشید و بحث را در خصوص کتابهای در دست تالیفش ادامه داد ...

من در مقابلش نشسته بودم و مات و مبهوت دانسته هایش ، آرزومی  کردم کاش تا صبح حرف بزند ... شاید تنها کسی که در آن جمع اصلاً سوالی نپرسید و حرفی نزد من بودم ، شیفته اش شده بودم ، به سن و سالش فکر می کردم و علاقه و پشتکارش و ...

در هر زمینه ای اطلاعات تاریخی کافی و مبسوطی داشت  ... بحث و گفتگو از فیلمنامه و داستان فیلم دور شد و درخصوص تحقیق و منابع تحقیقی در اختیار پیش رفت ... می گفت جهت تکمیل کتابهای در دست تالیفش هر روز ساعتها در کتابخانه مرکزی از روزنامه و مجلات سالهای دور این دیار یاداشت بر می دارد و تحقیق می کند و گلایه  داشت از نسل امروز بابت اینکه تن به کار نمی دهند و بدنبال راههای سهل و آسان جهت رسیدن به هدف خویش هستند ، هدفی که هیچ وقت به دست نمی آورند...


  • آن شب سرد زمستان احساس حقارت کردم از اینکه در خصوص این دیار هیچ نمی دانم و بیشتر از اینکه هیچ تلاشی نیز نمی کنم تا بدانم ....
  • آن شب سرد زمستان احساس افتخار کردم از اینکه همچون گوهری در میانمان هست تا در کنارش بخود ببالیم و پس از مرگ قدرش بداریم !
  • آن شب  سرد زمستان نمی دانستم که استاد  ناراحتی معده دارد و چند ماه دگیر زمستانش فرا خواهد رسید...
  • اکنون حسرتی در دل دارم و آرزوئی ، آرزوی اینکه ای کاش استاد کتابهای ناقصش را تکمیل کرده و رفته باشد و حسرت اینکه ای کاش آن شب سرد زمستانی تا صبح پای صحبتهایش می نشستیم و هر از گاهی صدای لذت بخش هورت کشیدن چائی سرد را می شنیدیم...

مرگ گاهی ریحان می چیند...

+ 87/01/25 - حفره |

 

تتوماس باتی اولین مرد حامله جهان است. ضمن آنکه نتایج سونوگرافی نیز اعلام شده است و ی به زودی صاحب یک دختر خواهد شد! وی تصاویر و فیلمهای جنین را در یک برنامه تلویزیونی نشان داد.این مرد که جنسیتش را از زن به مرد تغییر داده بود به شیوه تلقیح مصنوعی باردار شده بود.

 معلوم نیست در شناسنامه دختر وی در قسمت نام مادر و نام پدر چه خواهند نوشت.

+ 87/01/17 - حفره |

سلام

۱۸ روز مثل برق و باد گذشت ... امیدوارم کلیه دوستان و غیر دوستان سال را به خوبی آغاز کرده باشند ...

آنهائی که امکانی داشتند وحوصله ای و صد البته جیبهایی پر از چرک کف دست ، به سفررفتند وگشتند وخوردند و ... و حال ، تن خسته و فرتوت خویش ازگشت و گذاررا سرکار آورده اند و انشا اله تا سال آینده این خستگی ازتنشان بدر خواهد رفت  تا باز بروند و بخورند و ...

وآنهائی که مثل من نداشتند و نمی توانستند ، خوردند و خوابیدند و تن و روح تنبل خویش را به امروز کشاندند... 

تنها تفریح من در این چندین روزه خوردن و فیلم دیدن و خوابیدن و البته بجا آوردن مراسم دیدو بازدید عید بود که در این میان تماشای برنامه ها و فیلم های بی محتوای تلویزیونی نیز پای ثابتی از برنامه های روزانه ام بود...

  تنها چیزی که چرتمان را در این ایام کمی بهم زد قبض گاز بود که در لابلای مهمانان نوروزی از لای درب یواشکی سرید به داخل خانه ،لامصب برای مصرف آذر و دی سال قبل در حدود ۸۰ هزار تومان محاسبه شده بود که در میان خواب و بیداری همان چرت مذکور با مقایسه ای که نسبت به ماههای مشابه سال قبل کردم چیزی در حدود سه برابر شده بود ،البته نا گفته نماند بلافاصله این ضد حال را با تکرار این جمله که " مگر چه چیز گران نشده " از ذهن دور کرده و دوباره به عالم خوش خود فرو رفتیم ...

طبق آمار ارائه شده از طریق مراجع اقتصادی و رسمی کشور علاوه بر تورم ابتدائی سال ۸۶ ( که دیگر در اول هر سال به بوجود آمدن آن عادت کرده ایم ) در پایان هر ماه سال گذشته چیزی نزدیک به ۲ درصد تورم  نسبت به ماه قبل نیز وجود داشته است ( در پایان سال تقریباْ ۲۲ درصد تورم نسبت به ابتدای سال) که صد البته در برابر خوشی های عید و لوله های نفتی که قرار است در آینده تا سر سفره هایمان لوله کشی گردند قابل اغماض و چشم پوشی است.

تا بعد...

  

+ 87/01/17 - حفره |

>