تبليغاتX
حفره

باز بايد سرنوشت از سرنوشت ...

اول : در سكانسي از فيلم هامون ( داريوش مهرجوئي ) حميد هامون براي رفع اختلاف خود با همسرش ، پيش مادر زن خود مي رود ... گفتگو و صحبت درخصوص وضعيت زندگي آنها به دغدغه هاي ذهني و فكري هامون مي كشد  ... در نهايت مادر زن كه از اين موضوعات چيزي نمي فهمد كلافه شده و دسته چك خود را بيرون مي آورد و با طعنه از هامون مي پرسد كه : مبلغ چك چقدر باشد ؟ ... هامون كه از اين نحوه برخورد سر خورده شده است ، مي پرسد :  چي رو مي خواي بخري ؟ ... مادر زن دوباره با طعنه و تحقير جواب مي دهد : آزادي مهشيد ( همسر هامون ) رو ... و هامون در حالي كه از آنجا دور مي شود جواب مي دهد : يا حيثيت منو ؟ ... و پاسخ رد به او مي دهد ...

دوم : اخيرا در خبر 30 :20 و 22 تصاويري از لیگ فوتبال هلند به نمايش در آمد كه در يكي از بازيها ، یكی از بازیكنان آژاكس مصدوم مي شود و حريف توپ را به بيرون مي زند ، طبق قوانین بازی جوانمردانه ، آژاكسی ها باید توپ را به حریف خود مي دادند اما اشتباهی توی دروازه حريف می رود و قانونا گل می شود . بازیكنان آژاكس هم اجازه می دهند تا تیم حریف گل بزند تا همه چیز جوانمردانه باشد ... این گزارش با مزه توسط كامران نجف زاده از پاريس ارسال و توسط سيماي ميلي بنمايش در آمده است اما موضع اينجاست كه اين تصاوير مربوط به چهار سال قبل بوده و نجف زاده آن را در سایت های دانلود ویدیویی پیدا كرده و با شادي و خوشحالي روی آنتن فرستاده است ...

سوم : كامران نجف زاده از گزارشگران و خبرنگاران مشهور اخبار 30 :20 است كه به تازگی به عنوان خبرنگار دفتر پاریس صدا و سیما عازم فرانسه شده است و اكنون با سرچ اینترنتی كلیپ و گزارشات  بامزه پیدا كرده و به بينندگان قالب  مي كند و اينجا هم هیچ كس توی بخش های خبری نیست كه خبری و تازه بودن گزارش را چك كند ...

كساني كه نجف زاده را مي شناسند و يا گزارشات او را ديده اند ، شايد اين پست جديد ( خبرنگار دفتر پاريس ) را كمترين پاداش در قبال خوش رقصي هاي او بدانند ، چرا كه او با گزارشهاي دروغ و يك سو نگرانه خود خيانتهاي كثيفي را در حق مردم مرتكب شده است ... براستي چرا انسانها حيثيت خود را اينگونه در معرض فروش مي گذارند  ؟ ... در قبال آنچه كه ميفروشند چه بدست مي آورند؟ ... نمي دانم ؛ شايد راه و رسم درست زندگي كردن ، همان است ...

 


پي نوشت : شايد اپيزودهاي اين نوشته هيچ ربطي به همديگر نداشته باشند ...

+ 88/08/18 - حفره |

شايد مي شد قبلا ها اينطور تصوير يا تصور كرد كه  " شهر در دست بچه هاست * "... با نتيجه گيري كه از ساختار فکری و بینشی قشری که خود را ولی نعمت و سرور** مردم می دانند ، میکردیم مثلا : دانش كم ، فهم نادرست ، اطلاعات غلط ، آموزش اشتباه ، ارائه تصويرهاي دروغين از واقعيتهاي جامعه ، خب اين تصور زياد هم اشتباه و دور از ذهن نبود ...

ولي اكنون بايد اصطلاح و تعبير ديگري بكار برد ... چرا كه اگر كسي واقعيت دور و اطراف خود را نبيند ، نياز و خواستهاي جامعه و مردم را درك و لمس نكند ، در ميان مردم باشد و نتواند و يا نخواهد كه حرف آنها را بفهمد يا ابله و احمقي بيش نيست و يا يك جيره خوار و مزدور به تمام معناست ... ديگر آنها را نميتوان " بچه "خطاب كرد و بهتر است دنبال " وا‍ژه " مناسبتري بگرديم ...

كسي كه با ددمنشي تمام ، كليه خصوصيات حيواني آدمي را به نمايش مي گذارد با چه واژه اي قابل توصيف است جز " وحشي " ... آري اكنون " شهر در دست وحشي هاست "  ... اما ديري نخواهد پائيد ... شك نكن ...


پا نوشت * : فيلمي به همين نام ساخته  اسماعيل براري

پي نوشت** :  " من سرور شما هستم " اين عين جمله اي است که یکی از بسیجیان خطاب به مردم می گفت

+ 88/08/16 - حفره |

 

در راه است ... یکی از همون روزهایی که همینطوری بیخودی هوس میکنیم کلک مون کنده بشه ...

 روز مباره با استکبار! در راه است ...

 

+ 88/08/09 - حفره |

اول : چندي قبل در فروشگاهي با يك ‍ژاپني برخورد كردم كه مشغول خريد بود ... وسواس او در خريد توجهم را جلب كرد و ديدم كه چگونه كنجكاوانه يكي از همين صندوق صدقاتي كه در گوشه ، گوشه خيابانها و اماكن ما نصب شده را برانداز مي كند ... در نهايت براي آگاهي ، راز صندوق را جويا شد و فرد همراهش با انگليسي شكسته بسته فهماند كه اين صندوق جهت جمع آوري كمكهاي مردم به فقرا و مستمندان نصب شده و مبالغ جمع آوري شده در آن توسط نهادهايي ( ! )  به نيازمندان داده مي شود ... ژاپنی بسيار متعجب و شگفت زده اظهار داشت : مگر در سرزميني بنام ايران با مجموعه عظيمي همچون عسلويه ( گويا خودش آنجا كار مي كرد ) فقير و مستمند و گدا هم پيدا مي شود ؟ ... و در نهايت در حالي كه سرش را با تاسف تكان مي داد گفت كه : من فكر مي كردم اين صندوق ، لانه پرنده است و مي خواستم براي جوجه هايم بخرم ...

دوم : طرح هدفمند كردن يارانه ها ( و يا بقول خطيب جمعه تهران رايانه ها ) با تلاش و شتابزدگي وصف ناپذيري به تصويب رسيد ... خانه اي كه از پاي بست سست و ويران است حال با افزودن باري سنگين به چه حال و روز خواهد افتاد ، خدا داند ... به زعم كارشناسان اقتصادي و حتي مردم عادي شكي نيست كه تبعات سخت و كمر شكن اقتصادي اين طرح بر قشر كم درآمد ، متوسط و فقير جامعه منتقل خواهد شد ، همانهايي كه مدعيان ، همواره سنگ حمايت از آنها را به سينه مي زنند ... بدون ترديد پرداخت مبلغي ناچيز بصورت ماهانه به خانوارهاي دهك پايين ( راستي اين واژه دهك از كجا آمده ؟ ) نيز در راستاي اهداف پليد سياسي و در حقيقت تشكيل قشري مواجب بگير و گوش بفرمان خواهد بود ، كه جز اين هم انتظاري از اينان نمي رود ...

سوم : سرزميني زرخيز و پهناور با آب و هوايي چهار فصل و سرشار از منابع طبيعي و خدادادي با فرهنگ و پيشينه اي به طول تاريخ بنام ايران ... حسن زندگي در چنين دياري براي ما چيست ؟ ... عايدي ما از اين همه منابع و ثروت چه مي باشد ؟ ... اقتصاد سالم ؟ رفاه عمومي و اجتماعي ؟ امنيت شغلي ؟ امنيت اجتماعي ؟ فرهنگ و زندگي سالم ؟ چه داريم كه به آن غره شويم ؟ ... ابلهانه و احمقانه اينجاست كه داعيه مديريت جهان را داريم و احمق مردمي كه اين اراجيف را باور مي كنند ... آيا از كساني كه شرف ، عزت و شعور خود را به چند كيلو سيب زميني و چند صد تومان مي فروشند انتظاري بيش از اين است ؟ ... ترديدي نيست كه همين ها در زمره همان مواجب بگيراني قرار خواهند گرفت كه فوقا ذكرشان رفت ...

+ 88/08/04 - حفره |

خوش رقصی ... واژه ای است که به اعمال و رفتار شخصی که برای خوشایند شخص دیگر انجام میدهد ، اطلاق می شد ... مثلا زدن زیرآب یک کارمند توسط همکارش برای خوشایند رئیس مربوطه را می توان نوعی خوش رقصی نامید ... اصولا هر فرد در قبال خوش رقصی خود انتظار پاداش ، ترفیع و جایزه را خواهد داشت که در واقع میزان این انتظار به نوعی حاصل برآیند خوش رقصی انجام یافته می باشد ... بعنوان مثال انتظار ترفیع شغل از طرف کارمند مذکور بابت زیرآب زنی همکارش ، از رئیس مربوطه اش انتظار بیهوده و عبثی نخواهد بود ...

طبیعی است که انتظار مدیر عامل شدن فردی که در ستادهای انتخاباتی الف و نون فعال بوده و یا وزیر علوم! شدن رئیس ستاد برگزاری انتخابات! وزارت کشور و یا معاون دادستان کل کشور شدن ، دادستان تهران در قبال خوش رقصی های انجام داده ، انتظار بیهوده ای نمی باشد ... همچنین چه انتظاری می توان در بال خوش رقصی های چندین ساله و همچنین سنگ تمام گذاشتن های چند ماه اخیر جناب حاج عزت ضرغامی داشت جز اینکه ایشان مجددا برای پنج سال دیگر در ریاست سازمان بی در و پیکر صدا و سیما ابقاء گردند ...

حال سوال اینست که در همه انسانها و آدمیان آیا توان خوش رقصی وجود دارد ؟ آیا پایی برای رقص با موزیک های درخواستی بالائیان در همه انسانها وجود دارد ؟ ... بدیهی است که پاسخ منفی است و در واقع تا انسان به درجه ای از حضیض نفس و روح تنزل پیدا نکرده در قبال هر سفارش و فرمانی خوش رقصی خویش را به نمایش نخواهد گذاشت ...

حال سوال قدری پیچیده تر می شود : تکلیف در قبال وزیر و یا رئیسی که تا این درجه تنزل پیدا کرده چیست ؟ ... در شرایط کنونی چند وزیر ، وکیل ، رئیس ، مدیر و ... را در این دیار سراغ دارید که خوش رقص نباشند و با عزت نفس و یا بر اساس شایستگی به آن قام رسیده باشند ؟ ... سراغ دارید ؟ ...

+ 88/07/25 - حفره |

>